اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
22
يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى )
گرم نبايد كرد و در خانه گرم نبايد شد و نزديك آتش نبايد نشست . خود را بتدريج گرم بايد كرد و از نزديك آتش به يك بار به سرما بيرون نبايد رفت . « 1 » و چنان بايد كه پاى اندر موزه جنبان باشد و موزهء تنگ نشايد « 2 » پوشيد و اگر « 3 » بر انگشت روغن گرم چون روغن قسط طلا كند صواب بود « 4 » و اگر موى بز را بر انگشت پاى و حوالى آن بنهند و كاغذ بر زير آن بندند و پاتابه « 5 » بر زير آن پيچند صواب بود ، اما آن را كه سرما زده باشد چاره نباشد [ آ - 5 ] از آنكه او را به جامه گرم يا « 6 » پيش او آتش كنند و در غذاى او سير « 7 » بايد كرد و اگر روغن گاو گداخته با مقدارى شراب صرف بدهند صواب بود و روز سرد و دمه طعام ناخورده « 8 » نبايد نشست ، « 9 » ليكن طعام تمام نبايد خورد و بر سر طعام شراب صرف بايد « 10 » خورد تا احشاء را گرم كند و اگر مقدار يك درم انگزد « 11 » اندر شراب حل كنند و سرما زده را دهند سود دارد و اگر سير بر انگشت پاى طلا كنند از سرما نگاه دارند و انگشتان سرما زده را در آب « 12 » شلغم جوشانيده يا اندر آب شبت يا اندر آب پودينه جوشانيده
--> ( 1 ) . ب : آمدن . ( 2 ) . ب : نبايد . ( 3 ) . ب : و اگر و اگر . ( 4 ) . الف : « بود » ندارد . ( 5 ) . ب : پايتابه . ( 6 ) . ب : جامه كنند يا . ( 7 ) . ب : شير . ( 8 ) . ب : ناخوده . ( 9 ) . ب : برنشست . ( 10 ) . ب : نبايد . ( 11 ) . الف : انگز . ( 12 ) . ب : « را در آب » ندارد .